تبلیغات
مهاجراً الی الله - بهره‌وری
مهاجراً الی الله
من یهاجر فی سبیل الله یجد فی الارض مراغما کثیرا و سعه
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 27 مهر 1391 توسط فرزان حدادی

جنگ اقتصادی میان ایران و آمریکا یا به عبارتی دیگر بین غرب و محور مقاومت در خاورمیانه به جاهای حساس خود رسیده است. غرب دستاندرکار آن است که تمامی فشارهای ممکن را بر ایران وارد سازد تا بتواند مقاومت آن را بشکند و به هدفی که در سه دهه گذشته در دستیابی به آن ناکام بوده است برسد. اگرچه این نوعی اشتباه استراتژیک از طرف غرب است. آنها با تحمیل جنگ اقتصادی بر ایران قادر نخواهند بود محصول شیرینی در ایران برداشت کنند همانطور که با خیانت به ایران در جنگ تحمیلی نتوانستند. آمریکا در منطق ماتریالیستی خود سیاستی فراتر از چماق و هویج نمی‌شناسد و تا سرش به سنگ نخورد قادر به درک نتایج اعمال خود نیست. در این دیدگاه جایی برای انسان‌ها وجود ندارد. با آنها همچون ماشین‌هایی رفتار می‌شود که مقهور قدرت هستند. تصور می‌شود با فشار بر یک ملت، آمریکا می‌تواند وجهه خوبی به دست آورد.

با این حال آنچه در حال حاضر برای ما مهم است این است که کشور در شرایط خطیری است و باید آستین همت را بالا زد و کاری کرد. نشستن و منتظر ماندن و ادامه دادن به رویه‌های پیشین جواب نمی‌دهد و تاکنون هم نتوانسته است ما را در برابر فشار دشمنان بیمه کند. خبر خوب این است که ظرفیت انسان‌ها و کشورها بسیار فراتر از آن چیزی است که به طور معمول فکر می‌کنیم. اگر خدا بخواهد کشور می‌تواند تحولاتی بزرگ را تجربه کند که معادل با ممکن ساختن غیرممکن‌هاست. همانطور که در جنگ تحمیلی ارتش مردمی با آموزش و سلاح اندک توانست در مقابل هجوم ارتشی که توسط تمام دنیا تجهیز می‌شد بایستد و پیروز میدان گردد. آن وقتها تئوری این بود که آن کس که تانک پیشرفته‌تری داشته باشد و هواپیمای مدرن‌تری داشته باشد در جنگ پیروز است. اما دفاع مقدس معادله را تغییر داد و نشان داد ایمان بر شمشیر پیروز است. قدرت مردم آن گاه که به اذن خدا به صحنه بیاید تمام ارتش‌ها و تمام بانک‌های مرکزی دنیا را شکست خواهد داد. آدمهایی که در شرایط عادی در فکر غلبه بر یکدیگر و نفع شخصی خودشان هستند اگر به خواست خدا و در راه خدا یکدل و یکپارچه شوند هیچ قدرتی جلودارشان نیست کما اینکه در جنگ تحمیلی تانک‌های مسلح عراقی در مقابل نیروهای بسیجی‌ای که از همه سو از اطراف آنها عبور می‌کردند بی‌دفاع بودند.

وظیفه هر یک از ما در برابر این هجوم اقتصادی این است که جهاد دفاعی را از هر نقطه‌ای که در آن ایستاده‌ایم آغاز کنیم. دیگر گذشت زمانی که ناکارآمدی‌ها قابل تحمل بود. تا دیروز بهای ناکارآمدی هر بخش اقتصاد کاهش درآمد آن بخش یا اندکی افزایش در نرخ بیکاری بود. اما امروز ناکارآمدی ممکن است به بهای همه ما تمام شود. بیکاری، وقت‌گذرانی، گرفتن پول زور، بی‌توجهی به نیازهای مردم و رها کردن زیرساخت‌های عمومی کشور به زیان آینده خواهد بود. بیکاری و کم‌کاری نشانه گریز از برعهده گرفتن مسئولیت در جامعه است و به خصوص در قشر کارمند باید از آن جلوگیری شود. در حوزه دانشگاهی ادامه روند گذشته اشتباهی بزرگ است. تمرکز بر تولید مقالات علمی و کنفرانس خارجی علاوه بر این که موجب خروج بی‌رویه ارز از کشور می‌گردد وقت و انرژی ارزشمند مهم‌ترین بخش‌های نیروی کار کیفی کشور را معطوف به موهوماتی می‌کند که تنها به درد گرفتن پذیرش برای مقاطع بعدی تحصیلی می‌خورند. دانشگاه باید به سمت کارهای صنعتی و مشارکت با صنعت سوق داده شود. برای این کار نیز نباید از سازماندهی ضعیف پروژه‌های فعلی دانشگاهی دفاع کرد. استاد تمام وقت و دانشجوی تمام وقت از نظر من بی‌معنی است. همه ما باید یک پایمان در دانشگاه و یک پایمان در صنعت باشد. در این صورت به یکباره یک نیروی کار 4-5 میلیونی به کمک بخش صنعت خواهد رفت و رویه‌های دانشگاهی اصلاح خواهد شد و از بیکاری فارغ‌التحصیلان نیز جلوگیری خواهد شد. ادامه دعواهای سیاسی مردم را تنها به این نتیجه خواهد رساند که دعوا بر سر قدرت است و نه بیش. حفظ آرامش داخلی و کار و تلاش شبانه‌روزی تنها راه نجات کشور و پیروزی در این نبرد بزرگی است که شعله‌های آن روز به روز افروخته‌تر می‌گردد.



درباره وبلاگ
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
آمار سایت
قالب وبلاگ