تبلیغات
مهاجراً الی الله - توسعه روستایی
مهاجراً الی الله
من یهاجر فی سبیل الله یجد فی الارض مراغما کثیرا و سعه
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 19 شهریور 1391 توسط فرزان حدادی

بعد از انقلاب، رسیدگی جدی به وضعیت روستاها در قالب حرکت جهاد سازندگی شکل گرفت که از آن میان می‌توان به ساماندهی وضعیت راههای روستایی، آب، برق، کشاورزی و سایر امکانات اولیه زندگی اشاره کرد. این تلاشها اگرچه در فضای پس از جنگ و در تلاش برای کوچک سازی حجم دولت با ادغام وزارت جهاد سازندگی با وزارت کشاورزی در حاشیه قرار گرفت اما اثر درازمدت خود را در قالب افزایش شاخص‌های توسعه انسانی کشور از جمله در بخش بهداشت و آموزش ابتدایی به نمایش گذاشت.

با این حال الگوی توسعه دولتی روستاها چالشهایی را در پیش رو دارد که از مهم‌ترین آن‌ها نادیده گرفتن مقتضیات زندگی روستایی و تلاش برای بردن شهر به روستاست. در تلاشگری مسئولین دولتی تردیدی نیست با این حال، این تلاش‌های صادقانه عمدتاً در جهت خدمت‌رسانی به روستاییان بوده است تا توانمندسازی آنان. به عنوان مثال در روستا خانه بهداشت و مدرسه ساخته شده است و برای ساخت بناهایی با مصالح مدرن کمک مالی ارائه شده است. کشیدن راه آسفالته برای روستاییان امکان خرید و استفاده از وسایل حمل و نقل صنعتی را فراهم کرده است و کشاورزی با ماشین‌آلاتی تجهیز شده است که امکان افزایش تولید را میسر کرده است.

خط توسعه فوق نه این که بد باشد، در حقیقت خیلی ایده‌آلیستی است. سرخط‌های فوق یادآور یک کشور نفتی است که موتور توسعه را پول و تجهیزات وارد شده از خارج از کشور به وسیله دلارهای نفتی قرار داده است. همان‌طور که تلاش می‌کنیم شهرهایمان شبیه شهرهای غربی باشند، روستاهایمان را هم شبیه روستاهای غربی می‌سازیم. مشکل این روش دو تاست. اول این که منابع مالی دولت محدود است و لاجرم این کمک‌ها را محدود می‌سازد. دوم این که این کمک‌ها خیلی به سختی در جامعه روستایی پذیرفته و هضم می‌شود.

راه آسفالته هست ولی روستایی پول ندارد حتی یک موتور برای رفت و آمد به روستاهای اطراف بخرد. اگر برایش موتور بخرید نحوه سوار شدن به آن را نمی‌داند. اگر یادش بدهید، وقتی موتور نیاز به تعمیر پیدا کرد در روستای 20 خانواری‌اش کسی نحوه تعمیر آن را بلد نیست. اگر سوختش تمام شد پمپ بنزینی در آن نزدیکی وجود ندارد. اگر برای موتور این همه مشکل داریم پس کمباین هم نمی‌توان به آنجا برد. ممکن است بخواهید در آنجا شبکه تلفن همراه راه بیندازید اما روستایی نه پول خرید موبایل و پرداخت قبض آن را دارد نه به اندازه ای سواد دارد که بتواند از آن استفاده کند. روستاهای واقعاً محروم در دنیایی متفاوت زندگی می‌کنند.

الگوی توسعه روستایی می‌بایست بر اساس منابع موجود در روستا طراحی شود. فراوان‌ترین این منابع نیروی کار انسانی است. روستاییان به دلیل بهره‌وری پایین ناشی از کمبود مهارت‌ها وقت آزاد زیادی دارند و به نوعی گرفتار بیکاری پنهان هستند. پس می‌توان برای بالا بردن کیفیت زندگی آنها مهارت‌ها را به آنها آموخت به نحوی که قابل کاربرد در محیط روستایی باشد. روستایی به طور معمول به شدت با مشکل آب دست و پنجه نرم می‌کند. ممکن است رودخانه‌ای عریض هم از کنار روستا بگذرد ولی او قادر به بهره‌برداری از آن نیست چرا که لوله کشی متری فلان قدر هزینه می‌برد و زدن چاه هم چند میلیون هزینه دارد. اما روستایی آدم پرتوانی است. می‌توان به او آموزش کندن چاه دستی داد و با هزینه‌ای بسیار اندک امکانات مغنی‌گری سنتی را برایش فراهم آورد. ازین پس او می‌تواند در وقت اضافه خود برای تامین آب آشامیدنی خود هم که شده چاه بزند.

مسلما تاسیس کارخانه و کارگاه در روستا بی معنی‌است. پس باید به روستایی کارهای دستی یاد داد آن هم کارهایی که مشکلات خود او را در درجه اول رفع کند و در درجه بعد قابلیت مبادله و صادرات به خارج از روستا را داشته باشد. روستایی با محیط خارج از روستا چندان آشنا نیست پس سخت است از او انتظار داشته باشیم در ابعاد ملی یا حتی استانی به کار بپردازد. به همین دلیل دل بستن به اتوماسیون کشاورزی در روستاهای محروم نیز بی‌مورد است بلکه باید به توسعه دانش و فناوری دستی و کم هزینه پرداخت که روستایی را توانمند سازد نه اینکه او را وابسته ماشین آلاتی کند که به خود او تعلق ندارد.



درباره وبلاگ
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
آمار سایت
قالب وبلاگ