تبلیغات
مهاجراً الی الله - آموزش
مهاجراً الی الله
من یهاجر فی سبیل الله یجد فی الارض مراغما کثیرا و سعه
نوشته شده در تاریخ جمعه 23 تیر 1391 توسط فرزان حدادی

بی‌گمان نظام آموزشی در کشور ما از مشکلات بسیاری رنج می‌برد و این موضوع نه تنها به آموزش عمومی بلکه به آموزش عالی نیز بازمی‌گردد. بیکاری و خروج نیروهای تحصیل‌کرده از کشور محصول نظام آموزشی ناکارآمدی است که قادر به پیوند زدن نیروی آماده به کار با نیازهای فراوان جامعه توسعه‌نیافته نیست. جدایی صنعت و دانشگاه به عنوان نهادهای مصرف‌کننده و تولیدکننده نیروی کار نیز بازتاب دیگری از همین واقعیت است.

محیط دانشگاه شامل دروسی که در کلاس‌ها ارائه می‌شوند و استادانی که این دروس را ارائه می‌کنند یک محیط ایزوله از نه تنها صنعت بلکه از جامعه اطراف آن می‌باشد. فرآیند جامعه‌پذیری دانشجویان در چنین محیطی به کندی و با کمک بسیار کمی از طرف دانشگاه صورت می‌گیرد و به همین دلیل بیشتر وقت‌ها ناتمام باقی می‌ماند. تمرکز نظام آموزشی دانشگاه بر ارائه دروس نظری و کلاس‌های سخنرانی است که در آنها متون جهانی تدریس می‌شود. در مقاطع بالاتر نیز تاکید بر همکاری استاد و دانشجو در ارائه تحقیقات به شدت نظری در سطح جهانی است.

البته باید گفت که در طول تاریخ همواره نظام آموزشی به این شکل اداره نشده است. یادگیری فنون تخصصی بیشتر اوقات در یک رابطه استاد و شاگردی و در محل کار انجام شده است. در چنین نظامی، هنرجو از رهگذز انجام مکرر کار و مشاهده کار استادکاران است که به تدریج رشد می‌کند و به دانش لازم برای انجام مستقل کار می‌رسد. این هنرجو در این میان قطعاً با تمام جوانب یک محیط کاری اعم از مسایل مالی، اجتماعی، و فنی به طور همزمان آشنا می‌شود و کل قوای عقلانی او به طور متوازن شکوفا می‌شود.

اما امروزه در دانشگاه دانشجو شاهد انجام هیچ کاری نیست. استادان دانشگاه نیز عموماً تبدیل به مدرسان حرفه‌ای شده‌اند که شغل آنها تنها انتقال مطالب کتابهای نظری به دانشجویان است. دانشجو حتی نمی‌تواند مطمئن باشد که استاد او جایی در خارج از محیط دانشگاه این مطالب نظری را در عمل نیز اجرا می‌کند. در این نظام، دانشجو تقریباً کار عملی انجام نمی‌دهد، از مناسبات مالی و اجتماعی محیط‌های کاری بی‌خبر است و در مجموع اصلاً تصوری از محیط کاری ندارد.

مفهوم جهاد اقتصادی اگر قرار است اجرایی شود باید در آموزش تحولی اساسی ایجاد شود و این را از نهادهای فسیل اداری نمی‌توان انتظار داشت. افراد با انگیزه خود باید در صدد رفع این نقیصه و رساندن خود به بازدهی بالای کاری و اقتصادی باشند. مهم‌ترین قدم رهایی از محصور شدن در محیط دانشگاه است. حضور در شرکت‌ها و کارخانجات، در کنفرانس‌ها و نهادهای مختلف عمومی مرتبط با رشته کاری، و خلاصه این در و آن در زدن کاری است که هرگز نباید به پس از پایان تحصیلات دانشگاهی موکول گردد. وسعت ارتباطات ما در جامعه تعیین‌کننده توانایی کاری و اقتصادی ما در حال و آینده خواهد بود.

اقدام مهم دیگر، همراه کردن تجربه با دانش است و این کاری است که به ندرت در دانشگاه قابل انجام است. بازی مهم‌ترین مکانیسم یادگیری در انسان است. کودکی که به اندازه کافی بازی نکرده باشد در بزرگ‌سالی هرگز قادر به آموختن مهارت‌های بنیادی زندگی نخواهد بود. بازی در اینجا به معنای تجربه شبیه‌سازی شده و بی‌قید و بند است که تحت فشارهای اجتماعی قرار ندارد و تجربه‌ای بی‌غرض است. اگر به عنوان یک مهندس منتظر این باشیم که اول در جایی استخدام شویم یا پروژه‌ای بگیریم و سپس دست به تجربه و یادگیری شخصی بزنیم مثل کودکی هستیم که بازی نکرده منتظر است تا به عضویت تیم ملی درآید. پس باید خودمان کارفرمای خودمان باشیم و شخصاً تجربه کنیم. وقتی تجربیات‌مان به اندازه کافی غنی شد استخدام هم خواهیم شد. 



درباره وبلاگ
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
آمار سایت
قالب وبلاگ