تبلیغات
مهاجراً الی الله - علامه اقبال لاهوری
مهاجراً الی الله
من یهاجر فی سبیل الله یجد فی الارض مراغما کثیرا و سعه
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 17 آذر 1389 توسط فرزان حدادی
اقبال لاهوری در میان نسل جوان چندان شناخته شده نیست. وقتی کوچک بودم نام این متفکر بزرگ پاکستانی را زیاد میشنیدم. آن وقتها چیز چندانی درباره او نمی دانستم جز یک شعر در کتاب فارسی با نام "از خواب گران خیز" که خطاب به کشورها و ملتهای اسلامی بود تا آنها را برای مبارزه و پیشرفت بیدار کند. اقبال را بیشتر به عنوان یک شاعر میشناسیم. با وجود این اقبال را باید یکی از بزرگترین متفکرین اسلامی سده اخیر دانست. افکار فلسفی او از جنسی کاملا متفاوت است که نظیر آن را هیچ گاه تا به حال ندیده بودم. هر متفکر دیگری را که دیده اید فراموش کنید، اقبال یک سر و گردن از کسی همچون رحیم پور بالاتر است. بهتر است بگوییم رحیم پور که این قدر مورد علاقه ماست تنها یک لمحه ای از افکار بلند اقبال را گاهی مطرح میکند. در مقایسه با اقبال شریعتی یک غربگرا به نظر میرسد و شهید مطهری که بنا به گفته امام آثارش بدون استثنا مفید است در مقایسه با اقبال بیشتر یک شارح مکتب کلامی اسلام در سده های آغازین است تا یک فیلسوف. تنها رحیم پور ازغدی است که قابلیت مقایسه با اقبال را دارد اگر چه در این مقایسه هم شکست میخورد. اقبال لاهوری شایسته عنوان نظریه پرداز اسلامی به تمام معناست. 
اقبال در اثر ماندگارش "بازسازی اندیشه دینی در اسلام" (که با معرفی آیت الله امامی کاشانی در نماز جمعه با آن آشنا شدم) سلسله سخنرانی های ماندگاری در شهرها و دانشگاه های مختلف پاکستان ارائه داده است که شمایی از علوم اسلامی را به رخ مخاطب میکشد. آنچه ما این سالها به شدت درباره امکان یا عدم امکان آن بحث میکنیم قبلا توسط اقبال ارائه شده است. در این کتاب مبانی فلسفی یونان و فلسفه اسلامی سنتی با فلسفه غرب و قرآن مقابله میشود و از این رهگذر اقبال چنان تفسیر پر قوتی از آیات اسرار آمیز قرآن ارائه میدهد که هوش از سر آدمی میبرد. این همان آیاتی است که همواره تحت عنوان متشابهات کنار می گذاریم چرا که عقل ما قاصر از فهم معنای عمیق این سخنان خداوند بوده است. مثل آیه نور، که در آن خداوند خویش را به نوری تشبیه میکند که درون شیشه ای است و آن شیشه درون چیز دیگری است و الی آخر .... تفسیر فلسفی اقبال از قرآن که همراه با بحث درباره آخرین دستاوردهای علوم جدید و با به نقد کشیدن آنها صورت میگیرد همان چیزی است که نیاز دوران اسلام است. ما نمی توانستیم تا ابد سرمان را زیر برف کنیم و خط گفتمانی ای بالکل جدا از خط گفتمانی غرب جلو ببریم. ما چاره ای جز درگیر شدن با گفتمان غرب و از جمله با علوم غربی نداریم و این درست همان کاری است که اقبال سالها قبل صورت داده است. البته اقبال اشتباهاتی هم دارد که دفاع وی از وهابیت و همچنین نزدیک شدن به نوعی روشنفکری دینی در مقابل عدم امکان اجتهاد در میان اهل سنت از جمله آنهاست.


درباره وبلاگ
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
آمار سایت
قالب وبلاگ