تبلیغات
مهاجراً الی الله - سرمایه‌داری لگام گسیخته
مهاجراً الی الله
من یهاجر فی سبیل الله یجد فی الارض مراغما کثیرا و سعه
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 5 اردیبهشت 1391 توسط فرزان حدادی

سال‌ها قبل لستر تارو در کتاب آینده سرمایه‌داری از آنچه سرمایه‌داری لگام گسیخته معرفی می‌کرد انتقاد می‌کرد و این در حالی بود که این نوع از سرمایه‌داری مدل مطلوب بخش بزرگی از جهان پس از سقوط کمونیسم شده بود. این نوعی از سرمایه‌داری است که نه تنها معتقد به حاکمیت بازار آزاد در حوزه تولید و مصرف است، بلکه خصوصی‌سازی را به حوزه‌هایی همچون آموزش، سلامت، و دفاع که به طور سنتی و در طول تاریخ از جمله وظایف نهادهای حاکمیتی شمرده می‌شد نیز کشیده است. امروز بر افکار عمومی غرب آشکار شده است که خصوصی‌سازی افراطی عامل مهمی در شکست نظام سرمایه‌داری و بروز بحران جهانی بوده است.

دوره کنونی به هیچ وجه استثنا نیست. دوره‌های متعددی از رکود و شکست بنیادی در تاریخ سرمایه‌داری هست که در طول آنها به نظر می‌رسید که نظام سرمایه‌داری شکست خورده است و به پایان راه رسیده است. این دوره‌های رکود بنیادی اغلب اوقات نشانگر برآمدن قدرتی نو در عرصه جهانی بوده‌اند که از آن میان می‌توان به برآمدن ایالات متحده آمریکا به عنوان ابرقدرت تازه جهانی در پس بحران بزرگ اقتصادی بین دو جنگ جهانی اشاره کرد. در این دوران طولانی رکود بزرگ، سرمایه‌داری به سبک انگلیسی دیگر یک راه‌حل به شمار نمی‌آمد و جذابیت خود را به عنوان مدل آرمانی از دست داده بود. مدل‌های زیادی از کمونیسم (روسیه و جهان سوم) گرفته تا فاشیسم (ایتالیا، آلمان و ژاپن) و آنارشیسم (اسپانیا) برای پر کردن جای خالی سرمایه‌داری پا به میدان گذاشتند و جنگهای بسیاری درگرفت.

انتخابات دیروز فرانسه نمادی از تغییر در عصر کنونی است. سارکوزی دست راستی طرفدار آمریکا در اتفاقی نادر در دور دوم ریاست جمهوری خود در حال شکست خوردن از فرانسوا اولاند سوسیالیست است. این مساله برای آمریکا پیامدهای مهمی دربرخواهد داشت. اگرچه خود رییس جمهور آمریکا، باراک اوباما نماد تجدیدنظر در سیاست آمریکاست، با این حال از دست دادن یک متحد مهم مانند فرانسه برای آمریکایی که به تازگی با انقلابهای اسلامی منطقه متحدان زیادی را از دست داده است سنگین خواهد بود. به طور حتم این اتفاق تغییراتی را در موازنه قدرت میان ایران و غرب نیز ایجاد خواهد کرد.

موضع ایران در این پازل کمی عجیب است. ایران هنوز انگار از شوک فروپاشی اردوگاه سوسیالیسم در دهه 90 قرن گذشته میلادی بیرون نیامده است. یکی از دولتی‌ترین اقتصادهای جهان که با دو عامل درآمد نفت و جنگ تحمیلی، گرایش دولتی آن در دهه‌های گذشته تثبیت شده است. اقتصادی که به دلیل روابط خصمانه با غرب در حالت نه جنگ نه صلح قرار داشته و دست زدن به اصلاحات اساسی در آن همواره بر اثر مجادلات سیاسی داخلی به تعویق افتاده است. اکنون که دولت احمدی نژاد قصد اجرای قدرتمندانه بسته های جدید اصلاحی را نموده است نیز برآیند نیروهای سیاسی دایماً به تغییر مسیر سیاستها می‌انجامد.

سیاست هدفمندی یارانه‌ها بی‌گمان در انتقال به یک اقتصاد آزادتر لازم بود و در مرحله اول آن به خوبی اجرا شد. با این حال ترکیبی از بی‌قانونی دولت و فشارهای خارجی فشارهای تورمی شدیدی را در حال حاضر به جامعه تحمیل کرده است. برای خنثی‌سازی این فشارها با کمال تاسف راهکار معکوس اتخاذ شده است. اگر افزایش نقدینگی و افزایش قیمت ارز موجب تورم شده باشد گرفتن مچ تولیدکننده و تحت فشار قرار دادن او برای کاهش قیمت‌ها در شرایطی که هزینه‌های تولید بالا رفته است تنها یک چاره برای او باقی می‌گذارد و آن هم کاهش تولید و خروج بی‌سروصدا از بازار است. اتفاقی که در ماه‌های اخیر شاهد آن هستیم. مگر می‌توان هزینه خدمات و کالاهای سابقاً دولتی را که ستون فقرات اقتصاد را تشکیل می‌دهند افزایش داد و سپس از بخش خصوصی انتظار داشت قیمت‌ها را مهار کند؟ 



درباره وبلاگ
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
آمار سایت
قالب وبلاگ