تبلیغات
مهاجراً الی الله - جبهه متزلزل
مهاجراً الی الله
من یهاجر فی سبیل الله یجد فی الارض مراغما کثیرا و سعه
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 31 فروردین 1391 توسط فرزان حدادی

 مذاکرات ایران با 1+5 یک پیروزی آشکار برای ایران بود و این نه تنها به دلیل مهارت مذاکره‌کنندگان ایرانی، بلکه به دلیل موضع برتر ایران در معادلات قدرت جهانی بود. اگرچه هیچ توافق مهمی در این مذاکرات انجام نشد اما پیام‌های شفاهی ردوبدل شده نشان داد که غرب از موضع استکباری خود در این زمینه تا حدودی کوتاه آمده است و این موضوع می‌تواند در دورهای بعدی مذاکرات منجر به نتایج عملی نیز بشود.

غرب در میانه یکی از بزرگترین بحران‌های اقتصادی سده اخیر گرفتار است. اهمیت این بحران در آن است که ناشی از انتقال قدرت اقتصادی، سیاسی، و نظامی از آمریکا به آسیاست. ارگچه نشانه‌هایی از عبور بحران در ماه‌های گذشته بروز کرده است با این حال غرب در موقعیتی بسیار شکننده قرار دارد که می‌بایست از هرگونه حرکتی که مانع بازیابی اقتصاد ضعیف آن باشد خودداری کند. ازین‌رو گفتار شفاهی در این دور از مذاکرات برای غرب در درجه اول اهمیت برخوردار بود و پیش‌بینی می‌شود که در دور بعد نیز همچنان این شرایط حاکم باشد. آمریکا در بن‌بستی خودساخته گرفتار شده است. تبلیغات در مورد خطرات برنامه هسته‌ای ایران مانع از کوتاه آمدن غرب در این پرونده شده است و این در حالی است که هزینه‌های بحران روزبروز در حال افزایش است. غرب با نگاه به آخر بازی تصور می‌کرد قادر به دردست گرفتن سرنوشت آن باشد اما در یک سال گذشته اتفاقاتی افتاد که این پندار را بر باد داد.

آمریکا تصور می‌کرد نهایت برخورد با ایران برخورد نظامی است که آمریکا در آن بشدت دست بالا را خواهد داشت. یک دوره پرتنش یک ماهه در سال گذشته که در آن ایران با برگزاری رزمایشها و بستن موقتی تنگه هرمز و تهدید ناوهای هواپیمابر آمریکا قدرت خود را به رخ کشید کافی بود تا این تصورات بر باد رود. معلوم شد ایران اراده کافی برای بستن تنگه هرمز و جلوگیری از عبور یک سوم نفت دنیا از خلیج فارس را دارد. آمریکا دریافت که پیروزی نظامی اگر غیر ممکن نباشد بهای گزافی خواهد داشت. عبور هواپیمای ایرانی از فراز ناو هواپیمابر آمریکا در تنگه هرمز و به زمین نشاندن هواپیمای بدون سرنشین پیشرفته آمریکایی در طبس نانی آشکار از تغییر موازنه نظامی بود.

در حوزه اقتصاد، ایران با هدفمندسازی یارانه ها به خوبی از پس تحریم بنزینی آمریکا برآمد و حتی تبدیل به یک صادرکننده این فرآورده شد. تحریم صادرات نفت که به عنوان راه‌حل نهایی برای مهار ایران مطرح بود نیز با افزایش 20 درصدی قیمت نفت شکست سختی خورد. معلوم شد درد و رنجی که غرب و جهان باید برای تحریم نفتی ایران تحمیل کند چیزی کم از درد و رنج ایران تحت تحریم ندارد. تازه همه اینها در شرایطی است که هنوز تحریم نفتی به طور کامل اجرا نشده است.

در شرایط زمانی که قیمت نفت در اثر عوامل روانی بشدت در حال افزایش بود اوباما راه‌حل موقتی را در ایجاد آرامش در بازار جهانی نفت از طریق ایراد سخنان آرامش‌بخش یافت. رد کردن گزینه نظامی برای مساله هسته‌ای جلوی افزایش بیشتر قیمت را گرفت. اکنون نیز اروپا و آمریکا تلاش می‌کنند با گشودن باب مذاکراتی شکلی و بی‌محتوا با ایران و با ایراد سخنان امیدوارکننده و برگزاری دورهای جدید مذاکرات آرامش بازار را حفظ کنند. در هر صورت مساله هسته‌ای ایران نه حل شده است و نه از طریق مذاکره قابل حل است. تنها راه این است که غرب به نوعی دست از مبارزه‌طلبی با ایران بردارد و آنچه در ایران هست را به رسمیت بشناسد و بپذیرد. اگرچه غرب هنوز آمادگی انجام چنین کاری را ندارد اما اوباما با کش دادن مذاکرات منتظر فرصتی است که یک شرایط غیرمنتظره به او کمک کند ضرورت حل واقعی مساله هسته‌ای را در غرب به کرسی بنشاند. 



درباره وبلاگ
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
آمار سایت
قالب وبلاگ