تبلیغات
مهاجراً الی الله - رویای ترک‌ها
مهاجراً الی الله
من یهاجر فی سبیل الله یجد فی الارض مراغما کثیرا و سعه
نوشته شده در تاریخ جمعه 18 فروردین 1391 توسط فرزان حدادی

تقابل میان ایران و ترکیه در یک سال اخیر روندی فزاینده داشته است تا جایی که در روزهای اخیر ایران آشکارا بی‌میلی خود به برگزاری مذاکرات هسته‌ای در ترکیه را ابراز کرد. به نظر می‌رسد حزب عدالت و توسعه ترکیه که اخیراً سرمشق بسیاری از انقلابیون عربی نیز قرار گرفته است پس از پیروزی در انتخابات سال گذشته ترکیه تغییرات شدیدی در سیاست خود به وجود آورده است. از جمله این تغییرات می‌توان به تبلیغ نظام لائیک برای کشورهای تازه انقلاب کرده شمال آفریقا، تلاش برای ضربه زدن به حاکمیت سوریه به عنوان یکی از کشورهای خط مقدم مقاومت، و قرار گرفتن در صف متحدان غرب در مسایلی مانند سپر دفاع موشکی و تحریم اقتصادی ایران اشاره کرد.

اردوغان به عنوان سیاستمداری تازه‌کار زمانی که علناً به شیمون پرز تاخت و او را آماج حملات لفظی خود قرار داد محبوبیت بی‌نظیری در خاورمیانه پیدا کرد. اما زمانی که اردوغان در اجلاس قرارداد تهران به منظور مبادله سوخت هسته‌ای با همان شدت به اعتراض نسبت به عدم رعایت تشریفات دیپلماتیک توسط ایران اعتراض کرد و زمانی که با همان لحن به نظام سوریه به دلیل برخورد با گروه‌های مسلح واکنش نشان داد دنیا متوجه شد که برخورد اردوغان تنها متوجه اسراییل نیست.

اگرچه اردوغان ظاهراً شخصا قربانی ترور میکروبی غرب قرار گرفته و همانند رهبران ضدآمریکایی جنوب قاره آمریکا به سرطان مبتلا شده اما باید ریشه مشکلات اخیر را در گرایش مجدد وی و حزب عدالت و توسعه به آمریکا و غرب دانست. اگر خداوند در قرآن لزوم پرهیز از طاغوت را پیش‌نیاز عبادت پروردگار قرار داده باید پی به اهمیت اصل استکبارستیزی در اسلام ببریم تا جایی که اگر رفتار ما با آمریکا به عنوان راس نظام سلطه جهانی روزی عادی بشود باید انتظار داشته باشیم که اندوخته سی ساله در یک شب بر باد رود.

همسویی و گرایش ترکیه به آمریکا تاثیر عمیقی بر مواضع منطقه‌ای این کشور داشته است. مقارن وقوع انقلابهای عربی، آمریکا و غرب که شدیداً از روند انفجار اجتماعی در خاورمیانه بر ضد منافع غرب نگران بودند چاره را در این دیدند که بدیلی منطقه‌ای برای آمریکاستیزی ارائه کنند. بنابراین از معرفی ترکیه به عنوان الگوی انقلابهای منطقه برای دستیابی به رفاه اقتصادی و قدرت سیاسی پشتیبانی کردند. آبروی ترکیه به عنوان یک قدرت ضدصهیونیستی موجب موفقیت نسبی این استراتژی شد و به پشتوانه آن ترکیه به شدت وسوسه شد که خود را به عنوان الگویی منطقه ای ارائه کند. تنها هزینه‌ای که لازم بود اردوغان بپردازد این بود که بپذیرد که او و نظام سیاسی‌اش یعنی لائیسیته (جدایی دین از سیاست) واقعاً نظامی مطلوب است. این در حالی است که اسلامگرایان ترکیه تا پیش ازین در موضع انتقاد از خود و نظام لائیک قرار داشتند. فروتنی انتقاد از خود به غرور برتری تبدیل شد.

آمریکا ترکیه را فریفت. اوباما مدعی شد مدافع خروج نظامیان آمریکایی از سراسر جهان است و این کار را با خروج از عراق هم عملاً انجام داد. آمریکا از ترکیه خواست با نصب سیستم راداری سپر دفاع موشکی در خاک این کشور به آمریکا برای خروج از منطقه کمک کند. وقتی سپر موشکی باشد آمریکا نگرانی امنیتی نخواهد داشت پس براحتی می‌تواند ژنرال‌هایش را مجاب به خروج از منطقه کند. ترکیه براحتی تسلیم شد. کاری که تا پیش ازین مستوجب سالها کشمکش سیاسی بود ظرف چند ماه تمام شد.

آمریکا ترکیه را فریفت. برای خدا، برای حفظ جان غیرنظامیان ایرانی که ممکن است در حملات آمریکا کشته شوند، برای حفظ ثبات سیاسی منطقه، بیایید با کمک به تحریم ایران مانع از اقدامات نظامی ژنرالهای احمق آمریکایی بشویم. ترکیه هم پذیرفت. هزینه اقدام نظامی مستقیم آمریکا در سوریه بالا بود. ترکیه ضربان قلبش برای ابراز وجود در منطقه بالا رفته بود. کمی حمایت و کمی وسوسه کافی بود تا ترکیه شدیدتر از بوش وارد موضوع شود.

همانطور که ملاحظه می‌کنید موضوع ترکیه کاملاً خاتمه یافته است. کشوری که روزی ضدآمریکایی بود اینک خود یک امپراطوری منطقه‌ای است یا لااقل اینطور فکر می‌کند که هست. اما چه چیزی زمینه‌ساز شکست ایدئولوژیک اسلام‌گرایان ترک را فراهم ساخت؟ غرور پیروزی. پیروزی چشمگیر در انتخابات ترکیه، پیروزی در جلب توجه جهانی، آدم پیروز محافظه‌کار می‌شود، اقناع می‌شود و در ازای افتخاری که به دست آورده است دیگر حاضر نیست چیزی را به خطر بیندازد. 



درباره وبلاگ
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
آمار سایت
قالب وبلاگ