تبلیغات
مهاجراً الی الله - محاصره مالی
مهاجراً الی الله
من یهاجر فی سبیل الله یجد فی الارض مراغما کثیرا و سعه
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 2 بهمن 1390 توسط فرزان حدادی

آریگی معتقد است همه امپراطوری‌ها در دوران کهولت خود به امور مالی روی می‌آورند. آنها در ابتدای شروع به کار خود سود زیادی از طریق شیوه‌های جدید تولید و تجارت کسب می‌کنند. اما به تدریج که نرخ سود فعالیت‌های مولد به دلیل اشباع بازار جهانی از کالاها و خدمات امپراطوری افت می‌کند سرمایه بزرگی که به دست آورده است تنها می‌تواند در امور مالی مثل خرید و فروش صوری سهام و املاک سرمایه‌گذاری کند. ورود سرمایه‌ها به بازارهای مالی با افزایش تقاضا موجب ترقی قیمت‌ها می‌گردد و سودهای کلانی را نصیب سرمایه‌گذاران می‌کند. البته این هیچ ارتباطی با رشد حقیقی اقتصادی ندارد. نه تولید جدیدی ایجاد شده نه تجارت افزایش خاصی داشته است. این خوش‌بینی تا مدت‌ها ادامه می‌یابد تا این که یک روز ..... با یک سوزن، حباب بزرگ می‌ترکد و قیمت‌ها افت می‌کند. این روز آخر امپراطوری است.

این همان اتفاقی است که در ابتدای دهه 90 برای ژاپن افتاد. قیمت خانه در توکیو آنقدر بالا رفته بود که ارزش املاک یک محله در توکیو برابر با کل ایالت کالیفرنیای آمریکا شده بود. وقتی حباب مسکن ترکید ژاپن وارد یک دوره رکود 20 ساله (تاکنون) گردید. مشابه این اتفاق همان چیزی بود که در سال 2007 با ترکیدن حباب مسکن در آمریکا روی داد. امپراطوری انگلستان متاخرترین مثال از زوال را در اختیار ما می‌گذارد. لندن هنگامی که دریافت دیگر در صنایع نساجی و صنایع سنگین قادر به رقابت با اروپا و آمریکا نیست این صنایع را کنار گذاشت. در عوض انگلستان بر خدمات مالی متمرکز شد. ارز انگلیس بنابر سابقه امپراطوری جهانی‌اش هنوز یک ارز بین‌المللی بود. تمام مبادلات بین‌المللی از لندن جریان می‌یافت. انگلستان تلاش کرد با ایجاد ثبات در پول خود مرکز امور مالی جهانی باقی بماند.

اکنون این ایالات متحده آمریکا است که پا جای پای انگلیس می‌گذارد. آمریکا اگرچه قادر به تولید رقابتی در بازار جهانی نیست اما بر خدمات، طراحی، ایده‌های نوآورانه، و دست آخر امور مالی تکیه داده است. وجهه امپراطوری به او امکان می‌دهد بزرگترین جریان مالی را تحت عنوان اوراق قرضه دولتی به داخل آمریکا پمپاژ کند. بدهی آمریکا روزانه بالا می‌رود و اکنون کمی بیش از تولید ناخالص یک سال داخلی آن است. تمام مبادلات جهانی با دلار صورت می‌گیرد. ازین‌رو ایالات متحده در موقعیتی است که می‌تواند تنها با یک تصمیم سیاسی یک کشور را از مبادلات بین‌المللی کنار بگذارد. آمریکا با تسلط مالی خود بر بازار ارز جهانی می‌تواند ریسک کند و سایر کشورها تهدید کند که اگر با ایران تجارت کنند مورد تحریم آمریکا قرار خواهند گرفت و دسترسی به بازار مبادله ارز بین‌المللی را از دست خواهند داد.

آمریکا اگر قادر نشد با استفاده از دست‌نشاندگان منطقه‌ای خود مثل صدام ایران را متوقف کند، اگر نتوانست با فشار سیاسی و دیپلماتیک آن را وادار به تغییر مسیر نماید، اگر در استفاده از نیروی نظامی در مقابل ایران شکست خورد، به آخرین سنگر مستحکم خود پناه برده است، به مرجعیت بین‌المللی دلار و این نشانه‌ای آشکار از زوال حقیقی آمریکاست. تحریم نفت و بانک مرکزی ایران برای ما می‌تواند نعمتی باشد همان گونه که جنگ تحمیلی نعمتی بود. اگر جنگ نبود ما امروز کشوری ضعیف بودیم، هرگز به ضرورت قوی شدن پی نمی‌بردیم و آینده‌ای نداشتیم. اگر جنگ نبود بی‌گمان انقلاب خیلی زود فراموش میشد و شکست می‌خورد. بنابراین، تحریم و افزایش قیمت دلار برای ما فرصتی است تا روند سال‌های اخیر را که در آن هر روز از تولیدات داخلی می‌کاستیم و به سبک عربها همه مایحتاجمان را از خارج وارد می‌کردیم تغییر دهیم. خداوند برای مومن چه رنج بفرستد چه خوشی، به مصلحت اوست.



درباره وبلاگ
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
آمار سایت
قالب وبلاگ