تبلیغات
مهاجراً الی الله - ورزش دولتی، ورزش مردمی
مهاجراً الی الله
من یهاجر فی سبیل الله یجد فی الارض مراغما کثیرا و سعه
نوشته شده در تاریخ شنبه 6 آذر 1389 توسط فرزان حدادی
مسابقات آسیایی گوانگژو فرصت خوبی بود برای محک زدن ورزش کشورمان. ایران در این بازیها فراتر از حد انتظار ظاهر شد و توانست 20 مدال طلا کسب کند. با این حال چیزی که در این بازیها جلب توجه کرد ناکامی فوتبال در قبال درخشش کشتی بود. این مساله را می توان از دو نگاه بررسی کرد. 
زاویه دید اول این است که کشتی ورزش ملی ماست. ورزشی که در سالن های فراوان جنوب شهر تهران و سایر شهرستانها رواج فراوان دارد. ورزشی که مشتق شده و ادامه دهنده ورزش قدیم باستانی ایران محسوب می شود و از سنتهای پهلوانی قدیم ایران که حتی تا زمان فردوسی نیز میرسد ارث میبرد. ثمره چنین ساختاری آن است که نیروهای زیادی در این ورزش متمرکز می شوند و فضای رقاتبتی ایجاد شده موجب رشد این ورزش در کشور می شود. در حقیقت کشتی جزئی از فرهنگ بومی ما شده است. پس موفقیت آن هم قابل پیش بینی است، چرا که کشتی ورزش ایران است نه سایر کشورها.
اما فوتبال، ورزشی انگلیسی است که مطابق موازین فرهنگی آنها ایجاد شد و هنوز هم لیگ برتر انگلیس نماد آن محسوب میگردد. این ورزش در جوامع غربی ریشه دوانده و رشد کرده است. زیبایی این ورزش در کنار نفوذ جهانی مبدعین آن باعث شده است که به ورزش اول جهان تبدیل شود. اما در شرق، برای عقب نماندن از قافله فدراسیونی برپا می کنیم و زمین می سازیم و ورزشکار استخدام می کنیم. حتی در ساختارهایمان هم لیگ برتر را از روی دست آنها کپی می کنیم و فکر می کنیم با حرفه ای شدن فوتبال همه مشکلات حل خواهد شد. گو اینکه زمانی که فوتبالمان حرفه ای نبود موفقتر بود. از آنجا که باید در میادین جهانی بدرخشیم دولت وارد حمایت تیمهای ملی و حتی باشگاهی می شود، دولت حتی تیمهای جدید میسازد. صنایعی که هشتشان گرو نهشان است میلیاردی خرج فوتبال می کنند به دستور دولت. نمی دانم بخش ورزش کتاب نفحات نفت را خوانده اید یا نه، تحلیل زیبایی از فوتبال کشور دارد. آیا دولت فکر میکند با این مبالغ کلانی که رشوه گونه به ستاره ها می پردازد چیزی به دست می آورد؟ مگر ندیدیم که سر بزنگاه فتنه دستبند سبز می بندند و به زمین می روند؟ 
این فوتبال راه به جایی نمیبرد چرا که درست هدایت نمی شود. چرا کسی صحبتی از خصوصی سازی حقیقی در ورزش نمی کند؟ وظیفه دولت حداکثر می تواند فراهم کردن زیرساختهای ورزشی باشد نه تیم داری. دولت پول بی زبان این مردم را از حلقوم ابرستاره های بی مصرف (یا دست کم کم-مصرف) فوتبال بیرون بکشد و اجازه بدهد مردم خودشان درباره آنها تصمیم گیری کنند. خوشبختانه ما در کشور ساختارهای خوبی برای خصوصی سازی داریم. چرا دولت سهام باشگاه های دولتی را در بورس عرضه نمی کند تا میلیونها هوادار این تیمها با خرید سهام هم حمایتی از تیم مورد علاقه شان بکنند و هم بار آن از دوش مردم برداشته شود؟ در این صورت دیگر پول فقط برای کسب اعتبار آتش زده نخواهد شد. اگر تیمی خوب کار کند مردم از آن راضی خواهند بود وگرنه از چرخه حذف خواهد شد. ورزش را، مردم را، و دولت را از شر ورزش دولتی نجات دهید تا شاهد رونق آن باشیم.


درباره وبلاگ
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
آمار سایت
قالب وبلاگ