تبلیغات
مهاجراً الی الله - هدفمندسازی یارانه ها
مهاجراً الی الله
من یهاجر فی سبیل الله یجد فی الارض مراغما کثیرا و سعه
نوشته شده در تاریخ جمعه 14 آبان 1389 توسط فرزان حدادی

طرحی که بناست در روزهای آینده به اجرا گذاشته شود یک انقلاب اقتصادی در ایران به شمار خواهد رفت. معمولاً دولتهای مختلف در ایران فاقد توان موثر جهت اجرای طرح های بزرگ اقتصادی بوده اند. عدم اجماع بر سر مبانی فکری و فشار صاحبان منافع و طبقاتی که از حفظ وضع موجود سود می برند همواره مانع از آن بوده است که اقدامات اصلاحی در نظام اقتصادی کشور شکل بگیرد. دولت خاتمی چند سال پس از روی کار آمدن خود را صرف بحث درون جناحی در زمینه اصلاحات اقتصادی که وعده آن را به اقشار مختلف جامعه داده بود نمود و عاقبت نیز اصولاً به نتیجه مهمی نرسید، طرحی که ارائه شد شبیه به یکی از برنامه های معمولی و روزمره کشور بود که عاقبت نیز از اجرا یا عدم اجرای آن خبری نشد. تردید و دودلی دولت خاتمی در زمینه اقتصاد ناشی از دودستگی در اردوگاه اصلاحات میان چپگراها (سازمان مجاهدین و مجمع روحانیون) و لیبرالها (کارگزاران و مشارکت) بود که اصولاً به دلیل تسلط طیف هاشمی بر اصلاحات مانع از تجدید نظر جدی در تئوری اقتصادی دوران سازندگی شد، چیزی که مردم به امید آن به خاتمی که نماد پایان هاشمی محسوب میشد رای داده بودند.

دولت اصولگرا نیز البته مشکلات خاص خود را داشت. ایدئولوژی اصولگرایی عمدتاً مبتنی بر گزاره های اقتصاد اجتماعی بود و بنابراین از عزم قاطعتری در این زمینه برخوردار بود اما هر چه دولت قاطعیت بیشتری داشت مخالفانش نیز منسجمتر بودند. مهمترین اصلاحات وعده داده شده احمدی نژاد در انتخابات سوم تیر 84 اصلاح سیستم بانکی رباخوار با کاهش نرخ سود بانکی بود. با این حال واکنشی که گفتمان اسلامگرایی دولت نزد طبقات بالای جامعه برانگیخت نیروی بزرگی را برانگیخت که مانع از انجام این اصلاحات که خواست قانونی مردم در انتخابات محسوب میشد گردید. با این حساب اقلیت سبز کارنامه طولانی ای در مبارزه با خواست عمومی مردم دارد. سرمایه دارانی که چرخش به سوی یک سیستم بانکداری اسلامی را برنمی تابیدند دست در دست روشنفکرانی نهادند که از ظهور دوباره اسلام در عرصه اجتماعی ناخشنود بودند. احزاب سیاسی ای که این گروه ها را نمایندگی می کردند نیز به کمک آمدند و دولت را با فشار زیادی مواجه ساختند. تهدیدها آنقدر بالا گرفت که دورنمایی از فتنه ای که در سال 88 بالاخره سرباز کرد پدیدار شد. به ناچار دستور بازگشت به فرماندهان میدان داده شد. برای مواجهه با این فتنه به حضور مردم در یک انتخابات دیگر هم نیاز بود.

اکنون طرح هدفمندسازی یارانه ها در دستور کار دولت قرار گرفته است. طرحی که مورد اجماع همه طیفها اعم از لیبرالها و اسلامگراها بوده است و آرزوی مشترک دولتهای پس از جنگ تحمیلی بوده است. این طرح در دولت هاشمی با رویکرد حذف یارانه ها برای چند سالی تحت عنوان طرح تعدیل اقتصادی به اجرا گذاشته شد که با هدف قرار دادن فقراء و ایجاد مانور تجمل در جامعه به سرعت شکست خورد و توسط جناح راست در مجلس متوقف شد. دولت خاتمی که از یک بنیان چپگرایانه برخاسته بود ولی تحت سلطه لیبرالهای راست قرار داشت بهترین کاری که توانست بکند حفظ وضع موجود بود چرا که نه قادر بود به سمت سیاستهای عدالت طلبانه گام بردارد و نه راضی میشد که تسلیم کامل راستگرایان بشود. با فروپاشی شوروی دیگر دفاع از سیاستهای چپ در انظار کار دشواری بود.

احمدی نژاد عناصر لازم برای موفقیت در این طرح را جمع آوری کرده است. او عزم سیاسی بالایی برای ریسک کردن و اقدامات بزرگ در سراسر دوره مسئولیتش به نمایش گذاشته است. عزمی که در اقدامات منحصر به فرد در سیاست خارجی، مساله هسته ای، اقدامات نظامی و سایر عرصه ها نمود یافت. احمدی نژاد با به ثمر رساندن پروژه دولت خاتمی در زمینه کارت سوخت توانست توانایی دولت برای انجام پروژه های ساختاری بزرگ در ابعاد ملی را برای اولین بار اثبات کند و با موفقیت در کنترل مصرف بنزین با این طرح امید و عزم اجتماعی را برای اصلاحات عمیقتر جلب کند. اکنون اعتماد عمومی بالایی در جامعه نسبت به توانایی دولت برای انجام این اصلاحات وجود دارد و مردم نیز با تمرین کردن مدیریت مصرف بنزین در ابعاد کوچکتر آمادگی نسبی برای مدیریت تمام انواع انرژی و در مقیاس بزرگتر کل یارانه ها را کسب کرده اند. دولت با مدیریت افکار عمومی پیشتازی خود را در همراه ساختن مردم نشان داده است و بسیج سیاسی مناسبی به وجود آورده است. خطرپذیری دولت و ملت جهت انجام این جراحی بزرگ اقتصادی دشمنان خارجی را منفعل کرده است و همه در انتظار آن هستند که ببینند آیا دولت از اجرای این قانون موفق بیرون خواهد آمد؟

اجرای سالم این طرح تحولات زیادی را در کشور به وجود خواهد آورد. کاهش مصرف بنزین که پیشانی طرح است منجر به حل ریشه ای معضل ترافیک و آلودگی شدید هوای شهرها خواهد شد. کافی است هوای تهران و خیابانهای آن را درست یک روز پس از آغاز طرح سهمیه بندی بنزین به یاد آورید. واقعی شدن قیمت انرژِی دو اثر درازمدت خواهد داشت. اولاً بخش انرژی از انحصار دولت خارج خواهد شد چرا که انگیزه اقتصادی برای کار در این بخش به وجود خواهد آمد. دوم این که صنایع ایران به سوی صنایع با فناوری بالا که مصرف انرژی کمی دارند حرکت خواهد کرد. به جای کارخانه سیمان و فولاد به سوی صنایع با ارزش افزوده بالا خواهیم رفت. در یک مقیاس کلی اقتصاد کشور برای ورود بخش خصوصی آماده سازی خواهد شد. با ورود بخش خصوصی ثروت بیشتری تولید خواهد شد و بیکاری کاهش خواهد یافت. اقتصاد رقابتی جای اقتصاد رانتی را خواهد گرفت. رانت ناشی از نفت با عدالت بیشتری به طور یکسان توزیع خواهد شد و آنچه باقی می ماند تلاش در میدان رقابت اقتصادی واقعی برای جلب رضایت مصرف کنندگان و مردم به جای تلاش برای جلب رضایت دولت خواهد بود.



درباره وبلاگ
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
آمار سایت
قالب وبلاگ