تبلیغات
مهاجراً الی الله - نقدی بر شادمان
مهاجراً الی الله
من یهاجر فی سبیل الله یجد فی الارض مراغما کثیرا و سعه
نوشته شده در تاریخ جمعه 3 تیر 1390 توسط فرزان حدادی

شادمان وزیر کشاورزی کابینه کودتای 28 مرداد، سالها قبل از آل احمد قلم به دست گرفت و در کتابی کوچک به نام تسخیر تمدن فرنگی به ارائه راهکار برای چگونگی متمدن شدن جامعه ایران پرداخت. رویکرد وی در این کتاب البته با رویکرد جلال کاملاً متفاوت است. اگر غربزدگی آل احمد نمایانگر سرخوردگی جامعه ایران از مدرنیسم رضاخانی و شروع بازگشت آن به اسلام به عنوان راهکار بدیل برای رشد باشد، تسخیر تمدن فرنگی برخلاف نام پر عظمتش هنوز زیر سلطه احساس حقارت دوره پهلوی اول در برابر غرب است.

شادمان در این کتاب با دو گروه مخالف است. اولی فکلی ماب هایی هستند که چند کتاب فرنگی خوانده اند و فکر میکنند مجازند راجع به هر چیزی در جامعه ایران نظر بدهند. اینها نماینده قشر غربزده هستند. و دومی روحانیونی که به قول شادمان چند کتاب عربی (معاصر) خوانده اند و مدعی هستند همه پیشرفت غربیها از اسلام بوده است. صرف این اشاره شادمان مستوجب بررسی است. اگر اشتباه نکنم آن زمان، افکار انقلابی در دنیای عرب فراگیر بوده است و نهضت اخوان المسلمین و سید جمال الدین اسد آبادی بسیار فعال بوده اند. این چند کتابی هم که شادمان از آنها ابراز ناراحتی میکند یحتمل همین دست آثار هستند.

اما نسخه خود شادمان برای نجات ایران چیست؟ وی اگر چه از غرب محوری گریزان شده است اما به چیزی بهتر از ملی گرایی دست نیافته است. مهمترین مستمسک او برای حفظ ایران زبان فارسی است. اگر هم به معنویت و دین احترامی اندک قایل است بیشتر به این دلیل است که بیشتر آثار ادبی ایران در اصل آثاری معنوی، عرفانی و دینی هستند. شادمان معتقد است آن چیزی را که ما نام فارسی روی آن بگذاریم به تسخیر خودمان درآورده ایم، آن دانشی را که بتوانیم به زبان فارسی بنویسیم دانشی بومی شده است. بنابراین توصیه وی این است که نهضت ترجمه راه بیفتد و تمام دانشها و تمام آثار غربی به فارسی برگردانده شود. وی البته با واژه سازیهای نامانوس رضاخانی مخالف است اما واژه سازی درست در نزد وی دارای اهمیت زیادی در تمدن یک جامعه است.

افکار و راه حلهای شادمان را از دو منظر میتوان بررسی کرد. از دیدگاه روانشناسی، وی از آنجا که به صورت یک ادیب پرورش یافته بود تمایل داشت به زبان فارسی برای مبارزه با غرب تکیه کند. از سوی دیگر، به عنوان نمادی از روشنفکران دوره رضاخان، نشانگر عنصر غالب ملی گرایی آن دوره است که در تلاش برای قدرتمند ساختن ایران با تکیه بر آثار و مفاخر فارسی زبان ایران است. شادمان آنقدر باهوش نبوده است که دریابد تاکید بر زبان فارسی در دوران حکومت انگلیسی رضاخان مثل تاکید حال حاضر آمریکا در افغانستان بر زبان پشتون، تنها مستمسکی برای جداسازی ایران از پیوندهای عمیق خود با مسلمین و اعراب است. دانش سیاسی او نیز درباره افرادی که با آنها در ارتباط بوده است اندک به نظر میرسد. شادمان در حالی از امثال تقی زاده و فروغی به عنوان نمونه های فضل و ادب نام می برد و به دوستی با آنها افتخار میکند که از وجه اصلی شخصیت این عوامل یعنی پیوندهای سیاسی آنها غافل و بی خبر است. شادمان تاکید میکند که هر نخست وزیر ایران باید به اندازه فروغی اهل فضل و دانش باشد، در حالی که صحیح تر بود بگوید هیچ کس در ایران نمی تواند مثل فروغی حکومت ببرد و حکومت بیاورد تا جایی که تصمیم گیریهای کلیدی انگلیس برای ایران تماماً بر اساس مشورتها و نظرات فروغی انجام می گرفت. شادمان به جای آن که فروغی را به عنوان نماد وابستگی ایران به بیگانه نفی کند آرزو میکند فروغیهای بیشتری در مملکت ایران وجود داشتند.

هسته اصلی افکار شادمان در این کتاب ملی گرایی سست بنیادی است که همدلی اندکی را حتی در زمانه خود برانگیخت. آل احمد در غربزدگی اشاره به فضل سابقه شادمان کرد ولی بلافاصله سست بودن راه حل پیشنهادی او را یادآور شد. این مساله حتی در بیان ناشر چاپ جدید کتاب هم پیداست که سوگمندانه از فراموشی این کتاب در دهه های گذشته سخن می گوید. ملی گرایی یک ایدئولوژی توخالی است چرا که حقیقت ندارد. اگر من باید به آیین ایرانیت چنگ بزنم همین که ببینم افغانی هم به آیین افغانیت یا بدتر از آن پشتونیت خودش چنگ میزند حالم طبعاً بد میشود. حقیقت که یکی بیشتر نیست پس ملت گرایی چاره کار نیست. راه حل درست حداقل باید از این ویژگی برخوردار باشد که جهانی باشد.



درباره وبلاگ
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
آمار سایت
قالب وبلاگ