تبلیغات
مهاجراً الی الله - تحول در سازمان
مهاجراً الی الله
من یهاجر فی سبیل الله یجد فی الارض مراغما کثیرا و سعه
نوشته شده در تاریخ جمعه 23 اردیبهشت 1390 توسط فرزان حدادی

ساختار جامعه را از دیدگاه شغلی می توان به دو بخش سازمان یافته و سازمان نیافته تقسیم کرد. بخش سازمان یافته شامل بخش دولتی و شرکتهای خصوصی است در حالی که بخش سازمان نیافته هر بخشی از اقتصاد است که بیشتر بر مدار حرکت فردی افراد میچرخد مثل بخش توزیع در ایران یا مصرف کنندگان. معمولاً بخش دولتی را نماد ناکارآمدی سازمانی فرض میکنیم اما حقیقت این است که به طور کلی بخش اعظم اقتصاد ایران را بخش سازمان یافته آن تشکیل میدهد و اگر اقتصاد ایران خوب کار نمیکند معلوم میشود اشکال کار در نحوه سازماندهی فعالیتها در ایران است.

تحول در ساختارها مستلزم جریان اطلاعات است و این درست جایی است که تولید کننده و مصرف کننده همدیگر را پیدا نمیکنند. همواره فرض بر این است که مدیریت سازمان علاقمند به کارآمدتر کردن دستگاه خود است با این حال او معمولاً توانایی انجام این کار را ندارد مگر این که بتواند خود را به عنوان مصرف کننده اطلاعات حیاتی درباره نحوه کارکرد سازمان در عمل و در دنیای واقعی به کسانی که این اطلاعات را در زمان واقعی در اختیار دارند وصل کند. این افراد هم کسانی به جز کاربران سازمان (ارباب رجوع یا مصرف کنندگان خدمات سازمان) نیستند. مدیران همواره با ایده های جذاب و اعتماد به نفس بالایی وارد میشوند ولی به مرور از هر گونه ایده جدیدی تهی میشوند و به وضع موجود رضایت میدهند. چرا که در ابتدا زمانی که هنوز وارد رده مدیریتی نشده اند به دلیل حضور در لایه های پایینی سازمان و تماس با مشکلات موجود در دنیای واقعی راهکارهای مهمی برای اصلاح وضع موجود در ذهن دارند اما وقتی به رده مدیریتی ارتقاء پیدا میکنند پس از مدتی سرچشمه ایده هایشان خشک میشود چرا که از دنیای واقعی فاصله گرفته اند و تنها قادرند اطلاعاتی را که زیردستان با چند لایه فیلتر به دست آنها میرسانند به دست آورند.

اجتناب از این پارادوکس و ایجاد تحول در سازمانهای اداری و شرکتی نیازمند کوشش دوجانبه است. از یک سو نیازمند مدیرانی هستیم که قادر به حفظ ارتباط خود با سطوح پایینی مصرف کنندگان خدمات سازمان باشند و از سوی دیگر نیازمند ایجاد شجاعت و انگیزه در صاحبان ایده ها و اطلاعات به منظور رساندن اطلاعات حیاتی خود به دست مدیران ارشد سازمان می باشیم. کاربران همواره از عملکرد سوء و نادرست سازمانهای اداری به تنگ می آیند و به خوبی میدانند که مشکل از کجاست و برای اصلاح آن چه باید کرد. اما قریب به اتفاق کاربران فاقد شجاعت و انگیزه کافی جهت بیان نظرات و اعتراضات خود و مطالبه از مدیران جهت عملی شدن اصلاحات مورد نیاز هستند. به طور معمول کار هر کدام از ما به هر اداره ای یک بار در هر چند سال می افتد و اگر چه برای همین یک بار دردسر فراوانی هم می کشیم اما تنها می خواهیم خر خودمان از این پل عبور کند و چندان اهمیتی هم نمی دهیم که بعد از ما چه اتفاقی می افتد. بنابراین به طور طبیعی هیچ کس قدمی برای اصلاح سازمان برنمیدارد. این مشکلی است که باید راهی برای آن اندیشید وگرنه همه ما در این چرخه ناسالم تا زمانی طولانی گرفتار خواهیم ماند.



درباره وبلاگ
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
آمار سایت
قالب وبلاگ