تبلیغات
مهاجراً الی الله - سرمایه گذاری و ایثار
مهاجراً الی الله
من یهاجر فی سبیل الله یجد فی الارض مراغما کثیرا و سعه
نوشته شده در تاریخ جمعه 26 فروردین 1390 توسط فرزان حدادی

توسعه اقتصادی در گامهای مختلف نیازمند الزامات متفاوتی است. اگر در آمریکا رکود بزرگ 1930 با افزایش مخارج دولت و در نتیجه افزایش مصرف مردم درمان شد اما بیماری توسعه نیافتگی درمانی درست عکس این را می طلبد. تاریخ نشان داده است همه کشورهایی که توانسته اند از وضعیت توسعه نیافتگی به توسعه برسند نیازمند منابع مالی فراوان جهت سرمایه گذاری در زیرساختها و توسعه فعالیتهای اقتصادی بوده اند. این منابع مالی زمانی توسط استثمار سرزمینهای جدید به دست می آمد مثل امپراطوریهای اسپانیا، انگلیس، و آمریکا که از منابع غنی سرزمین تازه کشف شده آمریکا بهره می بردند. معروف بود که هر کشتی که از آمریکا بازمیگشت حامل چندین تن طلا بود تا جایی که به دلیل افزایش پایه پولی، تورم شدیدی در اروپا به وجود آمد و طلاها دست به دست تا ترکیه و ایران نیز رسید. گاهی نیز ممکن است منابع مورد نیاز برای توسعه از فروش ذخایر داخلی مثل نفت به دست آید. با این حال، مهمترین منبع توسعه، منابع در اختیار مردم است. در اروپای ابتدای دوره مدرن، اخلاق پروتستانی که بر مال اندوزی در راه رضای خدا و عدم اسراف پول مبتنی بود نقش مهمی در توسعه اقتصادی اروپا ایفا کرد. بنابراین نسخه توسعه اقتصادی نه تنها افزایش مخارج نیست بلکه کاهش آن به منظور افزایش تشکیل سرمایه است.

البته پول همه چیز نیست. جامعه انسانی دارایی هایی ارزشمندتر از پول نیز دارد که برای فرآیند توسعه حیاتی هستند. بیشتر کشورهای نفت خیز علی رغم در اختیار داشتن منابع مالی از رشد کمی برخوردارند چرا که با داشتن این منابع خود را مستغنی از کار و تلاش دیده اند. داستان چین بسیار آموزنده است. پس از انقلاب مائو، مردم چین تلاش بی سابقه ای را در عرصه اقتصاد آغاز کردند. آماج اول کشاورزی بود که بازدهی آن در طول سالیان گذشته دایماً در حال کاهش بود و کشور را به یک وارد کننده بزرگ تبدیل کرده بود. با این حال اراده محکم مردم و مسئولین چین به همراه به کارگیری روشهای شناخته شده برای بهبود کار و نوعی جهاد ملی به سرعت به افزایش تولید کشاورزی چین انجامید به نحوی که ظرف چند سال به صادرکننده محصولات اساسی مانند گندم تبدیل شد. با این حال ادامه تلاشها برای افزایش بیش از پیش بهره وری در بخش کشاورزی بتدریج سخت تر و سخت تر شد و مقامات چینی را به این نتیجه رساند که برای پیشرفت اقتصادی باید به صنعت روی بیاورند.

چین در بخش صنعت با رهبری مائو به گونه ای خاص درخشید. با این که کشور کاملاً کمونیستی اداره میشد و تحت شدیدترین دشمنیها از طرف بلوک غرب نیز قرار داشت آنچه در چین شکل گرفت جوانه درخت تنومندی بود که امروز هنوز قد میکشد. از نظر مائو سیاستگذاری اقتصادی تابعی از دفاع ملی بود. تجربیات جنگ جهانی دوم و بمبارانهای متفقین در ژاپن به چین که دشمن تازه و ردیف اول غرب محسوب میشد نیاز به بازاندیشی استراتژی توسعه اقتصادی را ایجاد کرده بود. مائو تلاش کرد از برتری سرزمینی چین و پهناوری آن استفاده کند. اندیشید که تمرکززدایی از تاسیسات اقتصادی بهترین ضامن مقاومت ملی در جنگ احتمالی آینده با ابرقدرتها خواهد بود. و آن طور که در چین رایج است وقتی سیاستی اتخاذ شد واقعاً در مقیاس ملی به مورد اجرا نیز گذاشته شد. کوره ذوب آهن در حیاط پشتی حد نهایت سیاست مائو بود. زغال سنگ در چین فراوان بود سنگ آهن هم. به روستاییان چینی آموزش داده شد که چگونه در اوقات بیکاری خود یک کوره ذوب آهن کوچک در حیاط خانه شان بسازند و با استفاده از آن سنگ آهن را به آهن تبدیل کنند(عکس را ببینید). خانواده های چینی وقتی از کار کشاورزی فارغ میشدند به کار کوره میپرداختند و درآمدی اضافی به دست می آوردند. تولید آهن چین بلافاصله رشد جهشی خود را آغاز کرد (رجوع کنید به جغرافیای گرسنگی، دوکاسترو یا به ویکیپدیا در زمینه برنامه جهش بزرگ به جلو). امروزه اگرچه کمونیسم در چین کمرنگ شده است اما اشتباه است اگر فرض کنیم جهش اقتصادی کنونی چین در قطع ارتباط این کشور با گذشته خود بوده است. به نظر من صحیح تر است فرض کنیم در ادامه آن است.

کشاورزی که هزاران سال جد اندر جد با کشاورزی آشنا بوده و زیرساختهای مورد نیاز برای آن را در روستاها و شهرهای کشورش پدید آورده بود اکنون روز به روز می آموخت که یک صنعتگر هم باشد. مهارت تولید در فرد فرد چینی ها به وجود آمد و این همان مهارتی است که امروزه ما را به شگفتی می آورد وقتی میبینیم قیمت کالاهای تولیدی چین به زعم ما از قیمت سرجمع مواد اولیه آن نیز کمتر است.

از بحث دور نشویم. قصد از بیان تجربه صنعت آهن در چین این بود که برای توسعه اقتصادی جهاد به معنی دقیق کلمه نیاز است. نمی توان با یک برنامه ریزی دولتی یا شرکتی به جایی رسید. اقتصاد عظیم ملی موقعی تکان میخورد که همه برخیزند. مگر کشاورز چینی برای احداث کوره ذوب آهن در خانه اش به چه میزان پول نیاز داشت؟ البته پول برای سرمایه گذاری لازم است اما پول همه ماجرا نیست. به طریق اولی این بانکها نیستند که می توانند موتور جهاد اقتصادی را روشن کنند. ریسک پذیری و اراده مردم باید به حرکت دربیاید تا راه باز شود. اینجاست که روحیه ایثار و از خود گذشتگی و توکل به خدا مورد نیاز است. برای این که بتوانیم از درآمد مصرفی خود بگذریم و بخشی از آن را به سرمایه گذاری برای توسعه کسب و کار و برای یک ریسک جدید اختصاص دهیم و این چیزی است که نمی تواند از یک انگیزه سودآوری شخصی ناشی شود. 



درباره وبلاگ
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
آمار سایت
قالب وبلاگ