تبلیغات
مهاجراً الی الله - نشانه های پایان
مهاجراً الی الله
من یهاجر فی سبیل الله یجد فی الارض مراغما کثیرا و سعه
نوشته شده در تاریخ جمعه 30 مهر 1389 توسط فرزان حدادی
همبستگی زیادی میان رویدادهای چند هفته اخیر وجود دارد اما اجازه دهید از آسیا شروع کنیم. قدرت اقتصادی چین در مدت کوتاهی قریب به نیم قرن که از انقلاب مائو می گذرد به سرعت اوج گرفت و اکنون اندازه های جهانی پیدا کرده است. این روزها بازارهای بورس بیشتر با تغییر نرخ بهره در بانک مرکزی چین تکان می خورند تا تغییر نرخ بهره فدرال رزرو آمریکا. این روزها آمریکا بزرگترین بدهکار جهان است و چین بزرگترین طلبکار جهان. از سایر قدرتهای آسیایی مثل ژاپن و کره و هند فعلاً چیزی نمی گوییم. توسعه اقتصادی از آمریکا به ژاپن سرریز کرد و از آنجا به کره و ببرهای سابق آسیا هم سرایت کرد و حالا به قلب آسیا یعنی چین رسیده، هند هم با فاصله کمی می آید. چرا؟
در درجه اول به گمان من مساله سرمایه انسانی مطرح است. در اقتصادهای جدید نیروی پیش برنده اصلی نه مواد خام و نه سرمایه مالی است بلکه دانش سرمایه اصلی برای هر موفقیت اقتصادی است. البته دانش با دو منبع پیشین قدرت تفاوت اساسی دارد در این که قابل تقسیم است و با تقسیم شدن نه تنها کم نمی شود چه بسا افزایش هم بیابد. بنابراین دو کشور پیشروی آینده چین و هند آنهایی هستند که مردمان بسیاری را در یک سرزمین و فرهنگ مشترک و تحت یک نظام سیاسی گرد آوردند و دانش را به خوبی میان آنها تقسیم نمودند. 
غرب شکست خورد به دلیلی درست عکس آن چه باعث پیروزی آسیا شد. غرب با پیروی از لیبرالیسم در حیطه نظر و جامعه خود مقدمات اضمحلال خود را فراهم آورد. در بعد اخلاقی، فروپاشی خانواده و حاکمیت فردسالاری تنها آخرین مرحله از این اضمحلال بود. لیبرالیسم یا آزادی گرایی، به دلیل تک بعدی بودن فاقد نیروی موثر برای تشخیص صلاح جامعه و هدایت جامعه به سوی این صلاح بود. لیبرالیسم هم خود را بر زدودن موانع شکفتگی استعداد بشری نهاد، چیزی که از آن به عنوان آزادی مثبت نام برده می شود، اما فاقد چارچوب معنایی بود که بتواند پس از آزاد کردن انسان برای او هدف درستی تعیین کند. بدینسان همواره در گردابی از هدم هر چیزی که بویی از محدودیت می داد فرو رفت تا همه نظامات اجتماعی را سرنگون ساخت و از بین برد. بر این خرابه جامعه غربی نیز رو بسوی ویرانی نهاد.
انتقال قدرت از غرب به آسیا چیز کمی نیست. 500 سال زمان برد تا این موضوع محقق شود و به همین اندازه هم باید آن را جدی گرفت. نتایج این انتقال هنوز روشن نیست و تنها می توان مرحله گذار آن را دید. فروپاشی نظام تامین اجتماعی در اروپا و به خصوص فرانسه که خشونتهای گسترده ای پدید آورده است تنها یکی از پیامدهای لیبرالیسم است که در قالب پیر شدن جمعیت خود را آشکار کرده است. کاهش قدرت اقتصادی ممالک غربی راه را برای کاهش حضور نظامی غرب به تدریج هموار می کند و راه برای ناوگان های جدید از آسیا در حال باز شدن است. شکست در مدیریت افکار عمومی و از دست دادن محبوبیت بین المللی یکی دیگر از این نشانه هاست، چیزی که در سفر رییس جمهور به لبنان و در شکست فتنه 88 در ایران و شماری دیگر از انقلاب های رنگی در سراسر دنیا شاهد آن بودیم. 


درباره وبلاگ
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
آمار سایت
قالب وبلاگ