تبلیغات
مهاجراً الی الله - بحران کره شمالی
مهاجراً الی الله
من یهاجر فی سبیل الله یجد فی الارض مراغما کثیرا و سعه
نوشته شده در تاریخ جمعه 16 فروردین 1392 توسط فرزان حدادی

تا جایی که اخبار کره شمالی را در ماه‌های گذشته دنبال می‌کردم بحران کنونی به این صورت آغاز شد که در گام اول با فوت رهبر سابق کره شمالی پسر بسیار جوان وی جانشین او شد. رهبر جدید روحیه بازتری نسبت به پدر خود داشت و نشانه‌هایی از تمایل به فرهنگ غرب از خود بروز می‌داد. می‌شود گفت وی به دنبال نوعی دیپلماسی پینگ پونگ با آمریکا بود زمانی که ملاقاتی را با ستاره بسکتبال آمریکا ترتیب داد. البته اوباما علاقه چندانی به تنش‌زدایی با کره شمالی نداشت بنابراین از این فرصت برای به بازی گرفتن رهبر کره شمالی و تحقیر او استفاده کرد. موضع رسمی آمریکا این بود که رهبر کره شمالی بهتر است به جای صرف وقت با بازیکن بسکتبال آمریکایی به اقتصاد ملت خود بپردازد. البته در این بیانیه به نقش تحریم‌های آمریکا در رنج ملت کره شمالی اشاره‌ای نشده بود. واکنش رهبر کره شمالی به این تحقیر تند بود. وی در گام‌هایی تند به سمت ایجاد تنش با آمریکا و همپیمانان منطقه‌ای آن گام برداشت و هنوز هم تهدیدات متقابل در حال افزایش است.

اگرچه آمریکا مایل است با برجسته‌سازی تهدیدی مثل کره شمالی، تمرکز جدید نظامی خود در شرق آسیا را توجیه کند ولی در هر حال شدت گرفتن این بحران را باید شکستی برای سیاست عملیات روانی اوباما دانست. آمریکا کم‌کم به این درک می‌رسد که بازی کردن با کشوری با توان هسته‌ای می‌تواند هزینه گزافی را بر او تحمیل کند. در پی لغو توافقنامه‌های هسته‌ای که با سال‌ها مذاکرات طاقت‌فرسای شش جانبه با کره شمالی به دست آمده بود واکنش غرب در ابتدا ابراز خشم بود. تحلیل‌ها به این سمت رفت که باید با قاطعیت جلوی کشورهایی مثل ایران و کره شمالی که به دنبال توسعه هسته‌ای می‌روند ایستاد و حتی ری تکیه کارشناس میانه‌رو آمریکایی برای اولین بار گفت نباید غنی‌سازی ایران را به رسمیت شناخت.

با بالا گرفتن بحران اما غرب خیلی زود به ناامیدی رسید. معلوم شد هیچ فرآیندی چه مذاکرات دیپلماتیک، چه تحریم‌های طولانی و انزوای سیاسی و اقتصادی و چه تهدید نظامی قادر به رفع اصولی تهدید هسته‌ای بر ضد غرب نخواهد بود. نتیجه این بود که باید مدارا کرد. وقتی کشوری می‌خواهد با هسته‌ای شدن (اعم از نظامی یا صلح‌آمیز) اقتدار ناشی از سلاح هسته‌ای آمریکا را به چالش بکشد هیچ راه واقعی برای حل این مشکل وجود ندارد. تمام راه‌ها حتی در حقیقت عملکردی معکوس دارند. شما آن کشور را تحریم می‌کنید و با این کار خشم و انزجار مردم و دولت آن را برای آمریکا می‌خرید، این تنها توجیه برنامه هسته‌ای را قوی‌تر می‌کند. تهدید نظامی که حتی بدتر است. مذاکرات سیاسی به راه‌حل‌هایی می‌انجامد که آنقدر بی‌ارزش هستند که با یک تصمیم ساده لغو می‌شوند. مذاکرات فقط یک ظاهرسازی کشدار و خسته‌کننده است. البته هنوز یک راه برای غرب باقی مانده است. امروز نخست‌وزیر انگلیس با صراحت از بازدارندگی هسته‌ای و ضرورت بازسازی برنامه زیردریایی‌های هسته‌ای ترایدنت این کشور سخن گفت و این که کنار گذاشتن سلاح‌های هسته‌ای احمقانه است. این موضع‌گیری در حقیقت پایان تمام دورویی‌های غرب در زمینه تسلیحات اتمی است. شما آن را دارید و با استفاده از آن بر دنیا مسلط می‌شوید. دیگران آن را به دست خواهند آورد و به سلطه شما پایان خواهند داد.

راه واقعی از این پس این است که از حالا برای آینده آماده شوند. اگر هیچ راهی برای متوقف کردن ایران نیست بهتر است از عصبانی کردن آن خودداری کنیم. روابط گرم تنها راه چاره تهدید اتمی است. اگر ایران متحد آمریکا باشد آن وقت حتی ممکن است بتوان دستیابی آن به فناوری هسته‌ای را جشن هم گرفت. بنابراین همانطور که ترور سفیر آمریکا در لیبی نشان داد، اکنون زمان آن است که آمریکا دست از تحکم و سلطه جهانی خود بردارد. مثل یک کشور معمولی تلاش کند منافع خود را به دست آورد و سعی نکند با زور و فشار تمام خواسته‌های خود را به هر کشوری تحمیل کند. می‌توان برای مدت‌ها به مذاکرات هسته‌ای ادامه داد و این مذاکرات را به بستری برای بهبود روابط با ایران تبدیل کرد. بالاخره باید همه چیز را به رسمیت شناخت و بهتر است درباره چیزی که بر آن کنترلی نداری صحبت نکنی. 



درباره وبلاگ
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
آمار سایت
قالب وبلاگ