تبلیغات
مهاجراً الی الله - اگر خدا نبود ...
مهاجراً الی الله
من یهاجر فی سبیل الله یجد فی الارض مراغما کثیرا و سعه
نوشته شده در تاریخ شنبه 4 دی 1389 توسط فرزان حدادی
غرب فکر میکند رد و انکار خداوند راهی برای آزادی انسان است؟ این چیزی به جز اشتباه محض نیست. بدون خداوند، انسان قادر به ادامه حیات نیست. انکار وجود خداوند منجر به انکار عالم غیب میشود و اصولاً شاید بهتر باشد بگوییم انکار عالم غیب مقدمه انکار خداوند است. ازینروست که خداوند در قرآن مومنان را کسانی معرفی میکند که به غیب ایمان دارند. انکار عالم غیب موجب انکار روح میشود و انکار روح یک مرگ تدریجی برای فرد منکر است. روح حقیقت مشترکی است که اگر چه در یکایک ما دارای فردیت و شخصیت جداگانه است اما از سوی دیگر عامل پیوند ما با یک حقیقت یا عالم برتر است. اگر روح نباشد یا انکار شود فصل مشترک انسانها انکار شده است، حتی فصل مشترک عالم انکار شده است. آشنایی و قرابت تمام اجزای هستی با انکار روح از بین میرود و چیزی که میماند به جز یک تنهایی ترسناک نیست. ارزشهای اخلاقی همگی بر مبنای یگانگی وجود بنا شده است. هر یک از ما تنها به این خاطر به دیگران رحم می کنیم یا در مورد ایشان عدالت را روا میداریم که قادریم خود را در موقعیت طرف مقابل قرار دهیم. کسی که منکر روح باشد هرگز قادر نیست خود را به جای هیچ موجود دیگری بگذارد. او یک فرد تنهاست که هیچ حق ذاتی و هیچ حقیقت درونی برای سایر موجودات قایل نیست، از این بالاتر وی چنین حق و حقیقتی را حتی برای خودش نیز قایل نیست چرا که زندگی را امری پوچ میبیند که با مرگ تفاوت کیفی ندارد. انسان منکر ذاتا منافق است. با جامعه ای روبروست که میراث عظیم معنوی را در هر کجای دنیا که باشد بر دوش دارد. بنابراین چاره ای ندارد که خود را در ظاهر همرنگ جماعت نشان دهد یا این که راه دشمنی و فنا را انتخاب کند. امروز به گونه ای تبلیغ میکنند که گویی افراد بی دین انسانهایی صادق هستند در حالی که دینداران از این صداقت بهره ای ندارند. من اعتقاد دارم هرگز چنین نمی تواند باشد. انسان منکر هر چقدر در انکار خود پیشتر رفته باشد از مفهوم صداقت خالیتر است. شبیه جمادی که برای او اصلا نمی توان صدق و کذب تعریف کرد. انسان مومن اگر هم دروغ بگوید متوجه خلاف بودن دروغ با حقیقت هست. انسان منکر به حقیقت اعتقادی ندارد بنابراین چه راست بگوید چه دروغ، گفتارش را نمی توان صادقانه یا حتی مبتنی بر دروغ دانست او در حقیقت به سطح قضاوت ارزشی نمیرسد. مراد سکولارها از صداقت همان نفس انکار حقیقت است. درست به همین دلیل است که آماج اصلی ایشان در قضاوت در مورد صداقت، مومنین هستند. در تعریف آنها کسی که از عالم غیب سخن میگوید دروغگوست کسی که از امام زمان میگوید دروغگوست کسی که از وفاداری به اسلام میگوید دروغگوست چرا که یک فرد سکولار چیزی از این معانی را در دنیای تاریک درون خودش نمییابد تا به صدق و راستی و هماهنگی آن با حقیقت وجود گواهی دهد.

درباره وبلاگ
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
آمار سایت
قالب وبلاگ